- دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند.
۲- اگر یه دختر 1 مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه
پسر اگر 1 مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری
میده!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 13:32  توسط mamad paeeni
|
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه
با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به
اولین درمانگاه رساندند
. . پرستاران
ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت
عکسبرداری بشه تا مطمئن بشيم جائی از بدنت آسیب ديدگي يا شکستگی نداشته
باشه " پیرمرد غمگین شد، گفت خيلي عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست . پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند : او
گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه
را با او می خورم. امروز به حد كافي دير شده نمی خواهم تاخير من بيشتر شود ! يكي از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند . پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد ! پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟ پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 0:2  توسط mamad paeeni
|
آدمها خیلی زود واسه هم کهنه میشن
مثل لباسها
خیلی زود رنگ می بازند
...
مثل فصلها
راحت از هم می گذرند
... مثل لحظه ها
این روزا خیلی کمن
آدمایی که هرچی کهنه تر میشن پربها تر میشن
هر چی عمرشون بیشتر میشه رنگشون ثابت می مونه
هرچی لحظه ها میگذرند
یادشون موندگارتر میشه
مثل عتیقه ها !!.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 0:0  توسط mamad paeeni
|
شخصی
دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد.خانه های ژاپنی دارای فضایی
خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین ان
مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش کوفته شده است.دلش سوخت و یک
لحظه کنجکاو شد .وقتی میخ را بررسی کرد تعجب کرد این میخ چهار سال پیش
هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!چه اتفاقی افتاده؟
مارمولک ۴ سال در چنین موقعیتی زنده مونده !!!در یک قسمت تاریک بدون حرکت.
چنین
چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.متحیر از این مساله کارش را تعطیل و
مارمولک را مشاهده کرد.تو این مدت چکار می کرده؟چگونه و چی می خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر با غذایی در دهانش ظاهر شد .!!!
مرد شدیدا منقلب شد.
چهار سال مراقبت. چه عشقی ! چه عشق قشنگی!!!
اگر موجود به این کوچکی بتواند عشق به این بزرگی داشته باشد پس تصور کنید ما تا چه حدی میتوانیم عاشق شویم اگر سعی کنیم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 23:58  توسط mamad paeeni
|
طرف دار كدوم تيم ليگ برتريد حتما نظر بديد؟؟؟كدوم بازيكن ايراني آينده دار ترين بازيكن؟؟؟
كدوم بازيكن ايراني رو بيشتر از همه قبول داريد؟؟؟
لطفا درست جواب بديد؟؟؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 23:54  توسط mamad paeeni
|
هنوز از حال و هوای طرح هدفمند کردن رایانه ها و اختلاص نمیدونم چطوری می نویسن بیرون نیامده ایم و همچنان گیج و ویج تلو تلو میخوریم (آخه نیست به تازگی ما را عمل جراحی اقتصادی کرده اند ) دوباره شوک دیگری به مردم وارد فرموده اند تحت عنوان : حذف چند صفر از پول ملی . البته لطف فرموده اند. یکی نیست بگه آخه عزیز من قربونت برم . چرا دائم در حال این هستید که یه جوری مردم را . . . و در هول و ولا بیاندازید و فکرشان را مشغول کنید . به قول آن همشهری ما , بابا جان گاماس گاماس . اینو که زاییدید بزرگش کنید تا بعد .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 23:45  توسط mamad paeeni
|
در با وفايي همه نياز به كاس تقويتي دارن اما در بي وفايي همه استادند
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 22:40  توسط mamad paeeni
|
مشترک گرامی بدلیل بدهی قبلی ، هرجا گیرت بیارم .... میبوسمت
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 22:34  توسط mamad paeeni
|
پسرها:
۱- با ماشين ميرن سراغ بانك، پارك ميكنن، ميرن دم دستگاه عابر بانك
۲- كارت رو داخل دستگاه ميذارن
۳- كد رمز رو ميزنن و مبلغ درخواستی رو وارد ميكنن
۴- پول و كارت رو ميگيرن و ميرن
دخترها:
۱- با ماشين ميرن دم بانك
۲- توی آينه آرايششون رو چك ميكنن
۳- به خودشون عطر ميزنن
۴- احتمالا" موهاشون رو هم چك ميكنن
۵- توی پارك كردن ماشين مشكل پيدا ميكنن
۶- توی پارك كردن ماشين خيلی مشكل پيدا ميكنن
۷- بلاخره ماشين رو پارك ميكنن و ميرن دم دستگاه عابر بانك
۸- توی كيفشون دنبال كارتشون ميگردن
۹- كارت رو داخل دستگاه ميذارن، كارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
۱۰- كارت تلفن رو ميندازن توی كيفشون
۱۱- دنبال كارت عابر بانكشون ميگردن
۱۲- كارت رو وارد دستگاه ميكنن
۱۳- توی كيفشون دنبال تيكه كاغذی كه كد رمز رو روش يادداشت كردن ميگردن
۱۴- كد رمز رو وارد ميكنن
۱۵- ۲ دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
۱۶- كنسل ميكنن
۱۷- دوباره كد رمز رو ميزنن
۱۸- كنسل ميكنن
۱۹- به باباشون زنگ ميزنن كه طريقهء وارد كردن كد صحيح رو براشون بگه
۲۰- مبلغ درخواستی رو ميزنن
۲۱- دستگاه ارور (خطا) ميده
۲۲- مبلغ بيشتری رو درخواست ميكنن
۲۳- دستگاه ارور (خطا) ميده
۲۴- بيشترين مبلغ ممكن رو درخواست ميكنن
۲۵- انگشتاشون رو برای شانس روی هم ميذارن
۲۶- پول رو ميگيرن
۲۷- برميگردن به ماشين
۲۸- آرايششون رو توی آينه چك ميكنن
۲۹- توی كيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
۳۰- استارت ميزنن
۳۱- پنجاه متر ميرن جلو
۳۲- ماشين رو نگه ميدارن
۳۳- دوباره برميگردن جلوی بانك
۳۴- از ماشين پياده ميشن
۳۵- كارتشون رو از توی دستگاه عابر بانك برميدارن
۳۶- سوار ماشين ميشن
۳۷- كارت رو پرت ميكنن روی صندلی كنار راننده
۳۸- آرايششون رو توی آينه چك ميكنن
۳۹- احتمالا يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
۴۰- راه ميفتن و ميندازن توی خيابون اشتباه
۴۱- برميگردن
۴۲- ميندازن توی خيابون درست
۴۳- پنج كيلومتر ميرن جلو
۴۴- ترمز دستی رو آزاد ميكنن (ميگم چرا انقدر يواش ميره ها!)
۴۵- به حركت ادامه ميدن
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 21:1  توسط mamad paeeni
|
بين ایرانی ها يه مسابقه مهارت شمشير زني ميذارن.بعد از مسابقه يه خبرنگار مي ره بانفرات برتر مصاحبه کنه....
اول ميره سراغ نفر سوم:
شما چي شد که نفر سوم شديد؟
تهرانیه ..يه مگس رو تو هوا با شمشير دو نصف ميکنه.
خبرنگاره ميره سراغ نفر دوم.لره هم يه مگس به خبرنگار نشون ميده با شمشير تو هوا دوتا بلشو میزنه ....
خبرنگار هاج و واج مي مونه که نفر اول چه شاهکاريه
ميره به نفر اول(ترکه) ميگه شما چه مهارتي نشو ن دادي؟ ترکه يه مگس نشونش ميده با شمشير تو هوا مگس روميزنه...مگسه اول ميفته زمين بعد بلند ميشه دوباره پرواز ميکنه...
خبرنگار:اين که رفت!
ترکه: رفت ولي ديگه هرگز بچه دار نميشه.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 21:0  توسط mamad paeeni
|